وقف مترادف


وقف مترادف اسم فرم

  • اهدای گرانت، هدیه، صندوق، شنيدنش یارانه، نیکی، میراث.
  • مشخصه استعداد هدیه، استعداد، منابع، توانایی، دارایی، دانشکده، توانایی، استعداد.

وقف مترادف فعل فرم

  • را consign، اختصاص، تخصیص دادن اعمال، تمرکز، apportion، سرمایه گذاری، شرکت، انجام، متعهد، نگرانی خود، اشغال خود.
  • کار مجموعه جدا تقدیس، قبله، مقدس، برکت، جلال، جشن می گیرند.
وقف لینک های مترادف: