وو مترادف


وو مترادف فعل فرم

  • دادگاه دنبال، cajole، تملق گفتن پرچم دزدان، wheedle، محور، نفوذ، متقاعد کردن.
  • دادگاه پرداخت کت و شلوار را به عشق، پیشرفت، تعقیب، دنبال، تنظیم یک کلاه برای آدرس.
وو لینک های مترادف: