ویر مترادف


ویر مترادف فعل فرم

  • تغییر روشن، منحرف، میخ سرپهن کوچک، نوسان زیگزاگ، منحرف، ترک، واگرا، منحنی، گول زدن، راندگی.
  • منحرف tergiversate سوئیچ، نقص، کویر، apostatize، ميان، متفاوت است، divagate، واگرا.
ویر لینک های مترادف: