پرتو افکندن فردی مترادف


پرتو افکندن فردی مترادف فعل فرم

  • درخشش gleam پرتو، ریختن، منتشر می کنند, منتشر, پراکنده، روشن، ارسال.
  • گسترش واگرا، بخش موضوع، تکثیر، شعبه، بیرون آمدن، ramify، پراکنده، اسپلی.
پرتو افکندن فردی لینک های مترادف:

پرتو افکندن فردی مترادف،