پروازش مترادف


پروازش مترادف فعل فرم

  • فريادی، embroil، enmesh، ensnarl، enlace، تشکیل، پیچیده، مانع، پیچ و تاب و, قرار, snarl، وب، perplex، شرمسار، عشاق، سازش، embroil، bewilder، مخلوط کردن.
پروازش لینک های مترادف: قرار,