پرچ مترادف


پرچ مترادف اسم فرم

  • آغوش در آغوش، بستر راحت غنودن کلاچ، فشار، قلاب.

پرچ مترادف فعل فرم

  • ایمن ببندید ناخن، پرچ، گیره، مجموعه، تعمیر، دستی.
  • تایید حل و فصل، تصمیم گیری، تعیین، مجموعه رفع، نتیجه گیری، ایجاد، باد، اوج، اتصال، ناخن، یخ.
پرچ لینک های مترادف: