پس زدن دهنه اسب مترادف


پس زدن دهنه اسب مترادف اسم فرم

  • lout، blockhead، الاغ، dolt، استدلال، احمق، بچه ناقص الخلقه، boor، gawk، میمون، كلوخ، bumpkin، لون، klutz، numskull، bonehead، fathead.

پس زدن دهنه اسب مترادف فعل فرم

  • کشیدن تقلا، دو جلو، حمل و نقل کردن، تمرین، قرعه کشی، مسافت، خرس، حمل، schlep.
پس زدن دهنه اسب لینک های مترادف: