پشت سر هم مترادف
پشت سر هم مترادف اسم فرم
- انفجار فوران فوران، مناسب، شیوع، ریز، تخلیه، چشمه، موج، راش، روان شدن، تند باد.
پشت سر هم مترادف صفت فرم
- پی در پی، پی در پی سریال بی وقفه، بعدی, بعدی, زیر ثانويه، موفقیت، متعاقب.
پشت سر هم مترادف فعل فرم
- عجله بارج پاپ، بهار، اجرا، نیزه، جهش، پرش، اشک.
- منفجر ضربه از فوران، شکستن باز، پارگی، بیا از هم جدا، پاره، پاره، تعداد، نقض، سینه، شکستن، متلاشی انفجار.

