پل مترادف


پل مترادف اسم فرم

  • اتصال، اتصال، کراوات، لینک، جفت، باند، گروه، رابطه مشترک.
  • دهانه، روگذر پل، قوس، گذرگاه.
  • سیاستمدار.

پل مترادف فعل فرم

  • دهانه طاق بیش از، گسترش بیش از اتصال، لینک، عضویت، زن و شوهر، یوغ، ضمیمه، متحد.
پل لینک های مترادف: سیاستمدار,