پندشان مترادف


پندشان مترادف فعل فرم

  • اصرار متقاعد تشویق، توصیه، تمنایی، خار، تحریک، بی درنگ، درخواست کردن التماس، مطبوعات، goad، بر انگیختن، پند دادن، احتیاط، توصیه، امر.
پندشان لینک های مترادف: