پچ پچ کردن مترادف


پچ پچ کردن مترادف فعل فرم

  • prattle پر حرفی کردن در prate، شایعات، پرحرفی، confabulate، gabble، فضول،، blather، بی هدفی، منظور.
پچ پچ کردن لینک های مترادف: