پیاده در برف سفرکردن مترادف


پیاده در برف سفرکردن مترادف اسم فرم

  • ، پاپ اسمیر، تفاله، چسباندن، کدو، semifluid، سبزیجات، semiliquid مش.
  • احساسات تعالی گرایی، mawkishness، bathos، melodramatics روان شدن، دوغاب، ماده چسبنده و لزج، schmaltz، ذرت.
پیاده در برف سفرکردن لینک های مترادف: