پیشی بگیرد مترادف


پیشی بگیرد مترادف فعل فرم

  • تجاوز, بهتر, شکست دادن، اکسل، روگذر، تفوق یافتن، تاخت و تاز کردن، بالا، برتری جستن، ضرب و شتم، فاصله، outdistance، تصویب، مغلوب ساختن پیشی جستن، گرفتگی، تحت الشعاع قرار دادن، پیش افتادن از، فراتر از.
پیشی بگیرد لینک های مترادف: تجاوز,