چوبی مترادف


چوبی مترادف صفت فرم

  • unbending سفت، مطنطن رسمی، تاب، بی دست و پا، سفت و سخت، زمان، محکم بسته شده، درست، مصنوعی، سرد، ceremonious، دور، خارج از قرار دادن، مقید.
  • سفت پا سفت و سخت، مجموعه، استعمار،، gawky، graceless، دست و پا چلفتی، ناشایست،، maladroit.
چوبی لینک های مترادف:

چوبی مترادف،