بیهوده مترادف،


بیهوده مترادف، صفت فرم

  • فروتن self-effacing متواضع، diffident.
  • موثر، پاداش، واقعی، عملی، مولد.
  • پاداش موفق و پربار و مولد، ارزشمند، gratifying.

بیهوده مترادف