تب مترادف،


تب مترادف، اسم فرم

  • ، آرامش بخش حالتی خونسردی، آرامش، داغ آرام.

تب مترادف، صفت فرم

  • ، داغ، orderly بی سر و صدا خود con trolled تشکیل شده، phlegmatic، آرام.

تب مترادف