تحریم مترادف،


تحریم مترادف، اسم فرم

  • عدم اعتراض مانعی بر سر راه، خویشتن داری، محرومیت.

تحریم مترادف، فعل فرم

  • interdict رد ناکرده، مانع، محکوم، شرايط دشوار بانوان ايران است.

تحریم مترادف