تصادفی مترادف،


تصادفی مترادف، صفت فرم

  • ، عمدی برنامه ریزی، برنامه ریزی، تعیین بخت و شود predestined است.
  • برنامه ریزی، مورد نظر، هدفمند، شده پیش بینی, پیش بینی.
  • ضروری، اساسی اساسی، اصلی،، ذاتی، ذاتی است.
  • عمدی برنامه ریزی طراحی هدفمند, خاص.

تصادفی مترادف