تصادفی مترادف
تصادفی مترادف صفت فرم
- 2009،.
- اتفاقاتی غیر منتظره، پیش بینی نشده پیش بینی نشده، شانس، freak، اتفاقی، تصادفی، اکتسابی، unpremeditated، غیر عمدی، ناخواسته، غیر عمدی.
- اتفاقی و تصادفی و غیر عمدی، ونشان، شانس، خوش شانس، نمونه،.
- اتفاقی, تابع, ثانویه, nonessential, زاید, وثیقه، لوازم، تکمیلی، اضافی.
- شانس، گاه به گاه، اتفاقی، اتفاقاتی، تصادفی، اکتسابی، مشروط، اتفاقی، ناخواسته، desultory، نامنظم و بی، ولگرد، به هاي ولگرد.

