توده مترادف،


توده مترادف، فعل فرم

  • اقلیت کمتر کوچکتر، تعداد انگشت شماری.
  • جدا کردن قسمت تقسیم، شکستن.
  • پراکنده, گسترش در سراسر.

توده مترادف