تورم مترادف،


تورم مترادف، اسم فرم

  • توخالی تقعر سوراخ، چاه زنخدان.

تورم مترادف، فعل فرم

  • کاهش فرو رفتن، کاهش، کاهش افول، کوچک.
  • کاهش, سقوط, صاف, constrict, سوراخ.
  • کوچک demur انقباض غیر ارادی ماهیچه، skulk، ترس دولا شدن، بازنشسته، بلدرچین.

تورم مترادف