جذب مترادف،


جذب مترادف، فعل فرم

  • از بین بردن, تخلیه, دادن, پرتاب.
  • با مته سوراخ کردن weary، تایر، pall cloy، دفع.
  • دفع، repulse.
  • رد, جدا, جداسازی.

جذب مترادف