جمعیت مترادف،


جمعیت مترادف، صفت فرم

  • خالی از سکنه خالی، تخلیه خالی، depopulated.

جمعیت مترادف، فعل فرم

  • پراکنده, جداگانه, پراکندگی, شکستن, حل.

جمعیت مترادف