جمع آوری مترادف،


جمع آوری مترادف، فعل فرم

  • بین بردن, پیاده کردن, قطع, جداگانه.
  • جدا پراکنده، توزیع، گسترش پراکنده، strew.
  • پراکنده منحل پراکنده، شکستن.

جمع آوری مترادف