جمع آوری مترادف
جمع آوری مترادف اسم فرم
- مجلس جلسه مجموعه جمعیت بسیاری، ازدحام، محفل، کنوانسیون، جماعت، کنفرانس، concourse، امر، شرکت، muster، مجموعه.
جمع آوری مترادف فعل فرم
- انتخاب برداشت، چین، درو اینسو انسو جمع کردن، جمع اوری کردن، برش، جلب.
- بدست آوردن به دست آوردن، بالا بردن، amass تجمع، درخواست.
- جمع آوری جمع آوری، جمع، جرم، amass جلب، فروشگاه، سرمايه بخشيد، تجمع، مصالح، مارشال، جمع اوری، دور بالا.
- جمع آوری جمع، جمع آوری، دیدار با گرد هم آوردن، تمرکز، sheave.
- جمع تشکیل جمع آوری، جمع آوری، باند، convoke، جمع اوری، دیدار، جرم، گله، throng، جمعیت، مصالح، تجمع.
- متناسب با قطعه اتصال، راست، تولید، تدوین، ساخت.
- نتیجه گیری استنباط، درک، استنباط، فرض کنیم قاضی، مشتق، روی چیزی حساب کردن، گمان، خیال دلیل.
- کنترل، جمع اوری, فرمان, احضار, بازیابی, مارشال.
جمع آوری لینک های مترادف: فرمان,
احضار,
بازیابی,
مارشال,