جمع و جور مترادف،


جمع و جور مترادف، صفت فرم

  • بند اسفنجی و شل و ول و متورم, نور, شیطان, کف الود.
  • پراکنده، طولانی مدت، دراز کشیده، نگارش يافته است.

جمع و جور مترادف، فعل فرم

  • گسترش پراکنده، ضربه، باد.

جمع و جور مترادف