جمع و جور مترادف
جمع و جور مترادف اسم فرم
- میثاق، توافق، قرارداد، مقرون به صرفه، حل و فصل، تعامل، تعهد، آرایش، درک، پیمان، معامله، اتحاد، ائتلاف.
جمع و جور مترادف صفت فرم
- جامد متراکم نزدیک well-knit، ضخامت، شرکت، thickset.
- چگال،، کوتاه مختصر و مفید و موجز و کوتاه، به وسیلهی.
جمع و جور مترادف فعل فرم
- متراکم بسته، فشرده سازی، تَمبُجرَبهي تمرکز، فشار، خودرا برای امتحان اماده، constrict، تحکیم.

