خوش خیم مترادف،


خوش خیم مترادف، صفت فرم

  • بدخیم, جدی, غیر قابل جراحی, unmanageable.
  • سرد و خصمانه و malign، تند و زننده، متوسط است.
  • طوفانی، خشونت، غالب، مواج، توفانی.
  • مخرب، ناسالم، مخرب.

خوش خیم مترادف