خوش خیم مترادف
خوش خیم مترادف صفت فرم
- genial، مهربانی، سرحال، دلسوز، سخاوتمندانه، دوستانه, گرم, مهربان خیرخواه مفید نوع دوستانه، affable.
- بی ضرر سطحی قابل درمان محدود، بی ضرر، اندکی، بی اهمیت، remediable.
- جوراب مفید مطلوب سودمند، سالم، درمانی، درودی، گوارا، سالم، شفا، کلف، benignant.
- خفیف، معتدل، دارای خاصیت مرهم، دلپذیر، بی سر و صدا، آرام، کلمنت, آرام, نرم.

