زرق و برق دار مترادف،


زرق و برق دار مترادف، صفت فرم

  • خاموش،، یکنواخت دشت کسل کننده آرام بی رنگ، کم رنگ است.
  • ذوق واقعی، پایین کلید انجام نگرفته، محافظه کار، گرانبها.
  • غیرجذاب، زشت، uninspiring، کسل کننده، افتضاح.
  • فقیر ميانگين فروتن کهنه، تیره، زشت است.
  • متواضع هوشیار آرام، ساده، پایین کلید، بی ادعا.
  • کسل کننده، ابری و مه آلود، مات، مبهم است.
  • یادآوری، خاموش، کم رنگ، باب روز به پایین، عاقل، ذوق، decorous.
  • یکنواخت و خسته کسل کننده, غم انگیز, تیره رنگ, کننده, ملال انگیز, پژمرده.

زرق و برق دار مترادف