فرود مترادف،


فرود مترادف، اسم فرم

  • embarkation ریخته گری, شبانه, قایقرانی, تنظیم بادبان.

فرود مترادف، فعل فرم

  • صعود, افزایش, اوج, کوه.

فرود مترادف