محدود کردن مترادف،
محدود کردن مترادف، فعل فرم
- debase, vulgarize, جمع و جور کردن, brutalize, تنزل.
- آلوده، پر از گل، پرپشت، coarsen.
- تشویق، علاوه بر این، پرورش، کمک، کمک، کمک.
- شل شل، رایگان، باز، پهن، گسترش، بزرگ.
- گسترش، گسترش طول رسم، زوم، طولانی.

