محدود کردن مترادف
محدود کردن مترادف اسم فرم
- ، طول برسد موظف خویشتن, محدودیت, اتمام پایان.
- خویشتن داری چک، کنترل، افسار مهار، گرفتگی عضلات، یافت نشد!، بازدارنده است، مهار و بازدارندگی.
- مرز پایانه پایان، مرز، سرحد، حاشیه، محدوده، حاشیه، دور، محیط، حاشیه، محوطه.
محدود کردن مترادف فعل فرم
- بهبود، لهستانی، بالا بردن، civilize، کامل، بهتر، استادانه درست شده، توسعه پرورش، اصلاح، پایان، پیشبرد، افزایش، بالا بردن، ارتقاء.
- جلوگیری، بررسی، تسخیر، سرکوب، مدیریت، مهار، گرفتگی عضلات، آب، محدود، افسار، کنیم،، تأخیر، محدود، اهلی، وادار، مهار، پوزه بند، دسته سه تایی، افسار.
- محدود محدود, demarcate, بازگرداندن, بررسی جلوگیری، نوار، مشخص، روز، سهمیه.
- محدود محدود، بازگرداندن، جلوگیری کنیم،، اتصال، constrict، گرفتگی عضلات، باریک، سجاف، straiten، تنظیم، واجد شرایط، نقص، immobilize.
- مختصر کردن برش، کاهش، کاهش abridge، کاهش، کاهش، کوتاه، آلو، تر و تمیز، پوست کندن، بلانت، اسکله، قرارداد، کوتاه.
- پاک پاک پاک، روشن، فیلتر، تقطیر، rarefy، سیتا، فشار، به الک کردن.
محدود کردن لینک های مترادف: محدودیت,
بازگرداندن,