مقرون به صرفه مترادف،


مقرون به صرفه مترادف، صفت فرم

  • متمایل به توسعه, کافی, استادانه درست شده.
  • ولخرج، عجیب، spendthrift، اسراف، improvident.

مقرون به صرفه مترادف