ملایم مترادف،
ملایم مترادف، صفت فرم
- بی رحمانه، خشن، بی عاطفه، truculent، بی رحم.
- خام دفعتاً unpolished، بی ادبانه، کم طبقه پایین تربیت.
- خشن, زیاد, شدید, ناگهانی.
- سخت، سخت استرن بی امان، سخت، شديد.
- قوی و خشن و طوفانی، شدید، تیز.
- مختصر و خشن و ناخوشایند، irascible، تند و زننده.
- مقاوم, وحشی, پر سر و صدا، فعال، لجباز، عمدی.
ملایم مترادف، فعل فرم
- بنويسيم،، تحریک، تحریک، مزاحم، بیدار بار.

