مکانیک مترادف،


مکانیک مترادف، صفت فرم

  • bungling، دست و پا چلفتی و ناشایست،، maladroit، پا همه شست چپ دست.
  • خود به خودی، غریزی, طبیعی, extemporaneous, unpremeditated.
  • فراوان عاطفی بیانی دراماتیک, رنگی, گرافیک.

مکانیک مترادف