حواس پرتی مترادف
حواس پرتی مترادف اسم فرم
- تفریح و سرگرمی, تفریحی, انحراف, سرگرمی, beguilement.
- زجر تهييج بهت و حیرت، اختلال، اختلال، آشفتگی، اختلاف، سردرگمی، perplexity، befuddlement، discomposure، ترجمهناپذيري، متشبث.
- وقفه و دخالت و دلخوری و هیاهو، کارهای، زحمت.

