خورنده مترادف


خورنده مترادف صفت فرم

  • هیدروکسید سدیم فرارفته سمي، سمی، کشنده، تلخ، خشن، طعنه، جگرسوز، trenchant،، برش، جویدن تیز, وحشیانه, بی رحمانه.
خورنده لینک های مترادف: وحشیانه, بی رحمانه,

خورنده مترادف،