خون مترادف


خون مترادف اسم فرم

  • خویشاوندی رابطه، استخراج، تبار، نسب اصل و نسب، سهام، فشار، خانواده، روابط، بستگان، قوم و خویشی، قوم و خویش.

خون مترادف فعل فرم

  • دور.
خون لینک های مترادف: دور,