داخلی مترادف
داخلی مترادف اسم فرم
- داخلی مرکز هسته ای، مناطق داخلی کشور، upcountry، جنگلهای دورافتاده، بوش.
داخلی مترادف صفت فرم
- ««داخلی, داخل, داخلی, درون پروگزیمال محصور در خشکی، محصور شده، داخلی، از راه دور.
- اهلی، خانه دوست داشتنی house-proud، بمانند، خانواده، خانواده، خانوادگی.
- بومی بومزاد بومی، بومی.
- خصوصی، صمیمی، راز پنهان پنهان عقیدهاند, پنهان, unexposed, نامعلومی، سرکوب.
- داخلی داخلی داخل درون پروگزیمال.
- درونی, داخلی, بافتِ، درونی داخل, پنهان, دفن مخفی نامعلومی ذهنی شخصی، خصوصی.
داخلی لینک های مترادف: داخلی,
پنهان,
داخلی,
پنهان,