دامداری مترادف


دامداری مترادف صفت فرم

  • تنگ خشک گرم، سوزان، سوزش، آتشین broiling، پخت، اختناق، گرمسیری،.
  • پرشور گرم آرزومند پرشور, عاشقانه, شهوانی, پیش شهوانی amatory، perfervid.
دامداری لینک های مترادف: عاشقانه, شهوانی,

دامداری مترادف،