محدودیت مترادف


محدودیت مترادف اسم فرم

  • اجبار ضرورت، تعهد، نیروی اجبار، فشار، اجبار.
  • خجالت diffidence حیا، حیاء، شرم، مهار، کمرویی است.
  • خویشتن داری محدودیت کنترل، نقص، انسداد، چک، مدرک تحصیلی، بازدارنده است، محدود کردن، هشدار دهنده, مرز, بان کی مون، پيشابراه، شرط، شرط ضمن عقد، شرط، اخطار.
  • محدود کردن، بررسی، مهار، دمپر، ممنوعیت، مانع، انسداد، مانعی بر سر راه، موانع، محرومیت، hang-up.
  • محدودیت شرایط مانع، مانعی بر سر راه، نقص، انسداد، بلوک، چک، صلاحیت، ضرر، محرومیت، هل دادن، گرفتن.
محدودیت لینک های مترادف: مرز,

محدودیت مترادف،