مربی مترادف


مربی مترادف اسم فرم

  • مربی مدرس مدیر، معلم، مربی، مشاور، مربی، راهنمای.
  • معلم راهنمای مشاور، گورو، برادر بزرگ، مشاور، محافظ، حامی، مربی، معلم, استاد, سوامی، دانشمند.
  • معلم، مربی، معلم، مربی، مربی، pedagogue.

مربی مترادف فعل فرم

  • آموزش معلم، آموزش، تعلیم، آماده خودرا برای امتحان اماده، توصیه، راهنمای، مته، مستقیم، ورزش، کار کردن.
مربی لینک های مترادف: استاد,