موافقم مترادف


موافقم مترادف فعل فرم

  • تایید تحریم عضویت تصدیق، پشتیبانی، دوم، پذیرش، تایید، موافقم.
  • رضایت اقدام رضایت دادن، تسلیم، گرانت، تسلیم.
  • موافق رضایت دادن، تسلیم، اقدام موافقت، تایید.
  • همزمان هماهنگ، بر اساس، مطابقت مطابقت، متناظر، چوب خط حساب، کت و شلوار، مناسب.
  • همزیستی, همزمان, دیدار, گرد هم می آیند, همراه.
موافقم لینک های مترادف: همزمان,

موافقم مترادف،