نزول مترادف
نزول مترادف اسم فرم
- حوضه، washstand، کاسه، دستشویی، washbowl، تخلیه.
- شیرجه دن گودال، مفصل، ترمز ماشین ردیف.
نزول مترادف فعل فرم
- lapse فروکش slump، کاهش، حالا، محو کردن، حل و فصل.
- retrogress انحطاط، رو به زوال، فرود، از دست دادن زمین متلاشی، debase، تنزل.
- تبادل نظر, غرق, نفوذ.
- شکست خراب پایمال، بنیانگذار، شکست، سقوط، پایان.
- کاهش رویم، کاهش شیب، deescalate، سقوط، مستهلک، شاقول، شیرجه رفتن.

