نکته مترادف


نکته مترادف اسم فرم

  • تاج تاج، اوج، کلاه، اوج قله، اوج، بالا، tiptop سر.
  • تذکر نشانه اطلاعات، اشاره گر، پیشنهاد، هشدار tipoff اگاهی intimation سیگنال، پیش بینی کردن.
  • جایزه هدیه، حاضر، perquisite، هزینه کمک مالی، cumshaw، pourboire، douceur، جایزه، نظر.
  • شیب.
  • ضربه بزنید.
  • نقطه پایان، نوک قلم, اندام, نوک تیز منقار راس، لبه، زاویه.

نکته مترادف فعل فرم

  • را اهدا، requite، پاداش، پاداش مى پرداخت، یاداش دادن.
  • شیب کج نمی تونم، شیب، خم، زمین، پاشنه، زاویه، شیب، لاغر، با گوشهء چشم قرار دهید.
  • فاش کردن فاش آشکار، نشت، اطلاع رسانی، اجازه دهید، مطّلع، آغاز، اطلاع، هشدار می دهند، هشدار، سیگنال، احتیاط.
نکته لینک های مترادف: شیب, اندام,