نیش می زنند مترادف


نیش می زنند مترادف اسم فرم

  • میان وعده، رفع خستگی, repast, انجام, elevenses.
  • نیش smarting خارش، prickle، توده، ضربت، تورم، مايع مغزي نخاعي، صدمه دیده است، ضایعه، علائم دندان.

نیش می زنند مترادف فعل فرم

  • gnaw جویدن سرمازدگی، طعمه، بحران، جویدن، قهرمان، معنویت.
  • نیش prick، هوشمند، شل،، برش خوردن به، خوردن دور، نه برای خوردن، ساییده شدن، دور می پوشند.
نیش می زنند لینک های مترادف: انجام,