پرچین مترادف


پرچین مترادف اسم فرم

  • سد حصار مرزی, مرز, محوطه.

پرچین مترادف فعل فرم

  • temporize روشهايي، گول زدن، فرار از tergiversate، دفع کردن حمله حریف، تغییر، جلوگیری از، sidestep، pussyfoot، سخن بی معنی وبیهوده، waffle.
پرچین لینک های مترادف: مرز,