پور مترادف
پور مترادف فعل فرم
- ازدحام فراوان بودن throng, جریان, جمعیت, mob, stampede، تاخت و تاز کردن.
- منتشر می کنند روان، effuse، فواره زدن اب با فشار خارج کردن، جریان، لای، بیرون آمدن، دریچه به پچ پچ پر حرفی کردن در prattle دروغ گفتن، سخن بی ربط می دهد.
- نشت کشاورزی چلپ چلوپ، نم نم، قطره، دوش، رها، sluice، آبشار.

