تفسیر مترادف


تفسیر مترادف اسم فرم

  • بیان précis خلاصه خلاصه رزومه نسخه, restatement ارائه تفسیر رونویسی طرح طرح براق, خلاصه, مهر, abridgment.
  • تصویر روشن و نور، مشاهده، انتقاد، بازتاب، توجه داشته باشید، مثال.
  • توضیح تبیین تعریف، روشن، ساخت و ساز، راه حل، تفسیر، restatement، نمایشگاه، تفسير، شرح، درک، خواندن، نسخه.
  • نسخهٔ, تفسیر, عملکرد, نسخه, خواندن, نمایندگی, تصویر, تجسم، بیان، طرح، جعل هویت، خصوصیات، ترجمه ارائه اعدام.
  • نمایشگاه، نقد، بررسی، تفسير، نظر، تفسیر, یادداشت ها, رساله, scholium.

تفسیر مترادف فعل فرم

  • reword rephrase، restate، رندر، خلاصه طرح، طرح، مختصر، بهگزارش، abridge، در محفظهای قرار دادن, رونویسی, ترجمه، تفسیر.
  • تعریف، روشن، توضیح، ميرساند، يا، کوششى،، explicate، فاش، رمزگشایی، کشف، حل، آشکار، rephrase، reword، restate، توصیف، حاشیه نویسی، براق، پاورقی.
تفسیر لینک های مترادف: خلاصه, مهر, تفسیر, عملکرد, نسخه, خواندن, نمایندگی, تصویر, رساله, رونویسی,